Alliance For democracy In Iran

Please have a look at my other weblog, Iran Democracy -



Shahanshah Aryameher


Iranian Freedom Fighters UNITE

Saturday, December 22, 2007

H.H. Prince reza Pahlavi in an interview with France International Radio

Newsweek International (Issue 2008)

Image Hosted by

Since the hostage crisis of 1979, a state of undeclared war
between Iran and the United States-begun by the mullahs-has become ever
more bitter and intense. Militant anti Americanism has become the central core of Tehran’s foreign policy, as its rulers have opposed the interests of Washington and its allies everywhere-most notably in the Muslim world.
The result of almost three decades of hostility, exacerbated by Iran’s nuclear ambitions and its agitation in places like Iraq, Lebanon, Palestine and Afghanistan is that conflict in the region seems possible once more.
Should war break out, those likely to suffer most will be the people of Iran,
who have long borne the brunt of their government’s policies, which have isolated, brutalized and impoverished them.
Although the regime boasts of having held numerous elections, not one has been fair or free, with people’s candidates able to avoid endless obstructions. Ahmadinejad’s own election was such a sham that even some of his handpicked opponents, including a former president and a Speaker of Iran’s Parliament, accused him and his supporters of cheating.It is essential, therefore, not to confuse Iran with the clerical dictatorship.
The cult of death and superstition that personifies the Islamic Republic
has not conquered the spirit of our nation, especially its women and youth, who make up some 70 percent of the population.
Having squandered popular support, the regime today faces the most serious international crisis in its history and a number of sharp internal challenges, due primarily to the faltering, corruption-ridden economy. The mullahs’ only hope for survival is to use the nuclear threat to blackmail the outside world into inaction while brutalizing their people at home.
I have repeatedly stated my opposition to military action against Iran.
There is no question that dialogue and diplomacy must be given time to take their course.
But endless, futile negotiations cannot be a solution, either.
The threat posed by those who have blackened the name of Islam and destroyed the prosperity of the Iranian nation can be countered only through what I have referred to as a “third way”: the mobilization and the empowerment of the Iranian people.
While the present crisis has been focused mainly on Iran’s nuclear ambitions, most Iranians hope the standoff will provide them with a chance to challenge and replace the despotic theocracy with a secular democracy.
Until freedom, democracy and human rights are fully respected and adhered to by a responsible government in Tehran that is committed to the welfare of its own people, peace and security in the Middle East and beyond will continue to remain in constant jeopardy.
HH. Prince Reza Pahlavi is an opposition leader and the son or the last Shah of Iran.

Image Hosted by ImageShack.usImage Hosted by

دریا کیان پورچهارشنبه 24 خرداد 1385شاهزاده رضا پهلوی هفتۀ پیش در نشستی با گروهی از نمایندگان مجلس رانسه به مشکلات ایران و از جمله مسئله ی هسته ای اشاراتی کرد.
از دیدگاه رضا پهلوی که درایالات متحده درتبعید بسرمی برد، هرگونه چانه زنی با نظام حاکم برایران جز وقت کشی حاصل دیگری نخواهد داشت و تنها راه ممکن همانا، " سرمایه گذاری در دموکراسی در ایران است. کاری که جز با سرنگونی این رژیم امکان پذیرنخواهد بود."رادیو بین المللی فرانسه: چهارشنبۀ گذشته، هفتم ژوئن، به دعوت گروهی از نمایندگان مجلس فرانسه، در نشستی با حدود چهل تن از آنان، مسئلۀ هسته ای ایران را مورد بحث قراردادید. نگرانی عمدۀ آنها دراین زمینه چه بود؟ رضا پهلوی: این تنها موضوع گفتگوی ما نبود، گرچه یکی از نکات مهم مورد بحث بود. در این زمینه من به نمایندگان فرانسوی یادآوری کردم که چرا، بویژه دررابطه با آخرین بستۀ پیشنهادی گروه5+1، حکومت اسلامی در برابر دو گزینۀ بازنده - بازنده قرارگرفته است. از یک سو، با توجه به اتکای این نظام به جناح بنیادگرای خود، هرگونه عقب نشینی به معنای تضعیف و سرانجام شکست آن خواهد بود و، از سوی دیگر، رد بستۀ پیشنهادی نیز، با درنظرگرفتن ضعف اقتصادی کشور، منجر به اعمال تحریم هایی خواهد شد که از تحمل اقتصاد ایران خارج است. در هر دو صورت، نظام با گزینه ای بازنده روبرواست. من همچنین متذکرشدم که رویکرد به نظام فعلی ایران به عنوان دولتی متعارف، کارعبثی است. دراین جا با یک دیکتاتوری کلاسیک روبرو نیستیم، بلکه با استبدادی دینی روبرو هستیم که هدفی جز صادرکردن انقلاب بنیادگرای اسلامی خود به چهارگوشۀ جهان و اسلامی کردن دنیا ندارد. به تعبیرآنها، دنیای کنونی آنتی تز جهان آمالی شان است. هرگونه همزیستی با این نظام توهمی بیش نیست. این نظام تنها در پی بدست آوردن تضمین های امنیتی برای بقای خود نیست. این نظام آمده است تا دیگر نظام ها را از میان بردارد. اساس راهبردی این نظام برهمین بنیان استواراست و تنها مسئله زمان بندی آن است. در این راستا، به هردری می زنند تا به اهداف خود برسند: از بنیادگرایی اسلامی گرفته تا تروریزم و سلاح هسته ای. این آخرین حربه به آنها این امکان را خواهد داد تا در پناه آن تقابل و برخورد با قدرت های بزرگ را، بدون آن که به مرز غیرقابل بازگشت درگیری متعارف بیانجامد، ادامه دهند. ازاین طریق می خواهند، با اتکار به گروه های بنیادگرای کشورهای حوزۀ خلیج فارس، منطقه را در احاطۀ خود درآورده، برشریان حیاتی نفتی اقتصاد جهان سیطره افکنند. این تنها هدف آنها نیست. هدف نهایی، صدور انقلاب شان و برقراری حکومت الهی برزمین استرادیو بین المللی فرانسه: پیشنهاد شما به مخاطبین تان چه بود؟ رضاپهلوی: همان نکته ای را متذکرایشان شدم که تا کنون بارها و بارها گفته ام تنها راهی که به راستی به حل عمده ترین مشکلات جهانی و منطقه ای خواهد انجامید، از بنیادگرایی اسلامی و گسترش تسلیحات تخریب دست جمعی و تروریزم گرفته تا بی ثباتی سیاسی و مناقشۀ بین اسرائیل و فلسطین، از حذف این نظام می گذرد. تنها راهی که پیش پای جهان است، سرمایه گذاری بردموکراسی درایران است. این نظام باید برود. والسلام! این را هم اضافه کنم که تغییر نظام در ایران خواست اکثریت مردم ایران نیزهست. این مردم خواستی جز پیوستن به جلگۀ کشورهای آزاد جهان ندارند. تنها مانع برسرراه شان همین نظام است. پس، به جای وقت کشی و اتلاف نیرو در چانه زنی های بی پایان و بی ثمر با این نظام که نتیجه ای جز تثبیت وضع کنونی نخواهد داشت، باید روی متحدین طبیعی دنیای آزاد در منطقه، یعنی جنبش دموکراتیک مردم ایران، سرمایه گذاری شود تا این نظام از میان برود. با این وجود، یک نکتۀ کلیدی را می بایست همواره به خاطر داشت: آیا ایران زودتر به دمکراسی دست خواهد یافت یا این نظام به نسلیحات هسته ای؟رادیو بین المللی فرانسه: ولی، در شرایط کنونی، جامعۀ جهانی بیشتر به دنبال ادامۀ چانه زنی های دیپلماتیک با این نظام است تا، همانطور که شما گوشزد می کنید، راه یابی برای حذف و از میان بردن آن. آیا فکرنمی کنید گوش شنوایی برای سخنان شما وجود ندارد؟ رضا پهلوی: فکرمی کنم که دنیا درحال دریافتن این موضوع است که دروغ گویی ها و دو دوزه بازی های این نظام ثمره ای جز وقت کشی و خریدن زمان برای آن در پی نداشته است. هسته ای شدن برای جمهوری اسلامی یک امرحیاتی است: این راه تنها طریق بقای این نظام در شکل کنونی اش و صدورانقلاب آن است. این انقلاب در ایران به شکست انجامیده است. تنها راه برای بقای اش سلطه یافتن برسرزمین های جدید است. این نظام به هیچوجه به دنبال همزیستی با دنیا نیست. محرکین اصلی آن را علمداران بنیادگرایی اسلامی تشکیل می دهند. عناصری که دنیای آزاد برایشان دشمن شمارۀ یک محسوب میشود. گول نخوریم و چشمان خود را برابعاد گستردۀ تخریب و ویرانی حاصل از اعمال این جماعت بازکنیم.رادیو بین المللی فرانسه: پرزیدنت بوش متذکرشده است که تمامی گزینه ها برای حل مشکل هسته ای ایران روی میز قراردارند. آیا، به عقیدۀ شما، حملۀ نظامی برعلیه ایران قابل تصوراست؟ رضا پهلوی: همواره گفته ام و باز هم تکرارمی کنم: حملۀ نظامی به ایران نه تنها غیرقابل قبول است که کاری را نیزاز پیش نخواهد برد. برای بوجود آوردن تغییردرایران، چنین سناریویی لازم نیست. کافی ست از مخالفین درون مرز و از نیروهای دموکراتیک برون مرز حمایت لازم به عمل آید تا دست دردست یکدیگر نافرمانی مدنی وسیعی را در سطح ملی سازمان داده، نظام را ساقط کنند. منظورمن دراینجا این نیست که دولت های خارجی نظام کنونی ایران را تغییردهند، خیر! این بخود ما ایرانیان برمیگردد. اکثریت ایرانیان خواستار تغییر این نظام اند و دنیا باید از این خواست مردم ایران پشتیبانی کند. مثالی می زنم: تبعیض نژادی درآفریقای جنوبی زمانی پایان گرفت که نقطۀ پایانی به نظام سیاسی حاکم برآن کشورگذاشته شد. ماندلا و یاران او ساز- و- کارآن نظام را درست ارزیابی کرده بودند و از همین رو از دنیا خواستار اعمال مجازات هایی علیه آن شدند. همان ساز- و- کارها در مورد کمونیزم و فاشیزم نیزکارکرد داشتند. آنچه ما ازدنیا می طلبیم، حمایت جدی جامعۀ بین المللی برای پایان نهادن بربنیادگرایی و شیوع بیمارگونۀ آن است. رادیو بین المللی فرانسه: این روزها از نزدیکی محتمل دولت های ایران و آمریکا صحبت به میان می آید. آیا اعتقادی به این قضیه دارید؟ رضا پهلوی: از همان روزنخست، حکومت ایران برحول یک شعارمحوری می چرخید و آن "مرگ برآمریکا" بود، کشوری که "شیطان بزرگ" خطاب اش می کنند. پرچم آن را لگدمال می کنند و می سوزانند. این تنها تبلیغ سیاسی نیست. اصل اساس اعتقاد آنهاست. آمریکا نماد برجستۀ جهانی است که برعلیه آن اعلام جنگ کرده اند. چگونه انتظاردارید که این نظام با دشمن اصلی خود باب آشتی و همزیستی را بازکند؟ به اعتقاد من، ازمحالات است. رادیو بین المللی فرانسه: به عقیدۀ شما آیا ایران حق دستیابی به فنآوری هسته ای، چه صلح آمیز و چه نظامی، را دارد یا خیر؟ رضا پهلوی: تا آنجا که به فنآوری مربوط می شود، این از بدیهیات است. فراموش نکنید که ایران پیش از انقلاب این حق را داشت و امروز، نظامی که ادعای دفاع از این حق را دارد، همان نظامی است که مقصراصلی درازمیان بردن این حق بوده و هست. پیش از انقلاب، همین کشورهایی که امروز درپی اعمال مجازات هایی برعلیه ایران هستند، یعنی آمریکا، فرانسه و آلمان، با یکدیگردررقابت بودند تا بهترین فنآوری هسته ای را به نازل ترین قیمت در اختیارایران قراردهند. بدون این انقلاب، ایران امروز صاحب حدود سی نیروگاه هسته ای می بود. با این حال، حق فنآوری هسته ای را با حق شلیک هسته ای یکی نگیریم: این نظام برای بقا و به انجام رساندن اهداف خود نیتی جز مسلح شدن به سلاح هسته ای ندارد.رادیو بین المللی فرانسه: بنابراین، شما از کشورهای غربی می خواهید که از اپوزیسیون دموکراتیک ایران پشتیبانی به عمل آورند؟ رضا پهلوی: یک نکته را فراموش نکنیم: دنیای آزاد نه تنها وظیفه دارد از اصول اساسی آزادی و برابری دفاع کند، که موظف است در بسط این اصول اساسی به کشورهایی که از نبود آنها در رنج هستند نیزکوشا باشد. ایرانیان از خود می پرسند که آیا کشورهای غربی این اصول و مزایای آنها را تنها برای خودشان می خواهند یا دیگران، از جمله ما ایرانیان، نیزشایستگی برخورداری از این اصول اساسی را داریم؟ به غربی ها می گویم: اگرتوان و وقت خود را همراه با ما در نبرد برای دموکراسی صرف نکنید، معنایی جزاین نخواهد داشت که در بیانات خود در زمینۀ آزادی و حقوق بشرحسن نیت ندارید. وقتی از جانب دولت های غربی می شنوم که از دوستی با ایران سخن می گویند این انتظار را از آنها دارم که در عمل به حمایت شفاف از ارادۀ مردم ایران برای تحقق دموکراسی در کشورخود همت گمارند. امروزه، حفظ وضع کنونی دلیل اصلی ادامۀ روند اختناق، ضرب و جرح، زندان و شکنجه ای است که هم میهنان من را در زیر ستم نگهداشته است. راه حل دموکراتیک نه تنها برای مردم ایران که برای جهان آزاد نیز مفید واقع خواهد شد.رادیو بین المللی فرانسه: منظورشما از " اپوزیسیون دموکراتیک " چیست و نقش خود شما در این جنبش کدام است؟ رضا پهلوی: هرگروهی که به اصل دفاع از آزادی، دموکراسی و حقوق بشر پای بند است می تواند به آن بپیوندد. هرفردی که پای بندی خود به یک دموکراسی لائیک، متکی بر اعلامیۀ جهانی حقوق بشر، را اعلام می دارد، می تواند به اپوزیسیون دموکراتیک ایران بپیوندد. فکرمی کنم که امروز تمام حرکت ها و خانواده های فکری و سیاسی می توانند دست به دست یکدیگرداده، در راه این هدف مشترک کوشا باشند. در به روی تمامی آنهایی که به این اصول اعتقاد دارند و از قبل به دنبال تحمیل پیش شرطی نیستند و قوانین بازی را قبول کرده و نهایتا حاضر به قبول ارادۀ ملت اند، بازاست.رادیو بین المللی فرانسه: و نقش خود شما؟ رضا پهلوی: نقش من فدراتیو است. نقش من همواره این بوده است تا از جایگاهی ملی و در راه هدف مشترکی که شرح دادم به نزدیکی و همسویی خانواده ها و نیروهای فکری و سیاسی ایران کمک کنم. فکرمی کنم پیش از آنکه ایران به آزادی دست یابد و مردم آن در موقعیتی قرارگیرند که بتوانند حاکمیت خود را اعمال کنند، هیچ موضوع دیگری نباید درالویت قرارداده شود. تنها الویت کنونی ما می بایست آزادسازی میهنمان، نهادینه کردن دموکراسی و جدایی دین از دولت و پایان دادن به نظام دین سالار کنونی باشد. این هدف مشترک ماست و هم- رایی ملی می باید بر مرزبندهای ایدئولوژیک و سیاسی غلبه کند. آنتی تز جمهوری اسلامی دموکراسی و مشارکت تمام نیروهایی است که به اصول و ارزش هایی که به آنها اشاره کردم پای بند هستند. ایمان دارم که این پیام حرف دل اکثریت قاطع ملت ایران است. از طرف دیگر، احساس می کنم که شمارروزافزونی از دولتمردان غربی به عمق مشکل و ریشۀ آن پی برده، درپی بازنگری جدی در رویکرد خود به مسئله و نظام کنونی ایران اند. آنها در پی راه حل مناسبی می گردند. این راه حل، از دیدگاه ما، از گفتگو با اپوزیسیون دموکراتیک ایران می گذرد. دنیا می تواند به دنبال راه حل هایی باشد که از دیدگاه ما غیرقابل قبول خواهند بود، از جمله دخالت نظامی در ایران. چنین گفتگویی به ما این اجازه را خواهد داد که برای آنها مواضع و دیدگاه خود را تشریح کنیم و به صورت مستدل ثابت کنیم که چرا و چگونه یک جایگزین واقعی در سطحی گسترده و با ابعادی عینی درحال شکل گیری است. این جایگزین شامل مخالفین درون مرز و اپوزیسیون دموکراتیک برون مرز می شود و در پی آن است تا حرکت هایی عینی و کارآمد در راه برقراری دموکراسی در ایران ترتیب دهد. از این طریق خواهد بود که ما دوستان ایران را شناسایی خواهیم کرد
Image Hosted by ImageShack.usImage Hosted by ImageShack.usImage Hosted by
برگردان فارسی مقالۀ منتشره در نيوزويک بين المللی به نگارش شاهزاده رضا پهلوی:

اززمان گروگان گيری سال ١٩٧٩ ، اوضاع ميان ايران و آمريکا در يک حالت جنگاعلام نشده ای قرار دارد که با تحريکات ملايان آغاز گرديده و با مرور زمان رو به علنا نقش غيرقابل « آمريکا ستيزی » وخامت فزاينده ای نهاده است. از آن زمان تا کنون انکاری را بعنوان اساس و پايۀ اصلی سياست خارجی جمهوری اسلامی ايفا نموده و مذهبيون حاکم بر ايران همواره سياست مقابله با منافع آمريکا و متحدانش را در سراسر جهان و بويژه در خاورميانه و جهان اسلام دنبال نموده اند. امروز، نتايج حاصله از تقريبا سه دهه، تبليغات ماجراجويانه و وحشت آفرين، بدليل نگرانی جدی دربارۀ اهداف اتمی ايران، همراه با ايجاد تشنج در مناطقی بمانند عراق، لبنان، فلسطين و افغانستان، به نحوی تشديد يافته که شايعۀ خطرناک يک درگيری مهيب را در منطقه رواج داده است. در طی ساليان متمادی، مردم ايران، هزينه پرداز سياست های خصمانه و ناخوشايند رژيم بوده اند که موجب انزوای کشور در جهان، و سرکوب و فقر ايرانيان در داخل شده است. عليرغم آن که حکومت اسلامی همواره به انجام انتخابات متعددی که برگزار نموده است، مباهات می کند، حقيقت اين است که هيچ يک از اين به اصطلاح انتخابات نه آزاد بوده اند و نه بی طرفانه و يا براساس ضوابطی که مانع از شرکت کانديداهای حقيقی مردم در پروسه انتخابات نگردد. انتخاب شخص احمدی نژاد چنان شرم آور بود که حتی بعضی از رقبای دست چين شدۀ او مانند، رئيس جمهور سابق و رئيس پيشين مجلس، او و در صندوق های رای متهم کردند. « تقلب و دست کاری » طرفدارانش را علنا به بنابراين، حقيقت توام با واقعيت آنست که ايران را نبايد هرگز با ديکتاتوری مذهبی حاکم برکشور اشتباه گرفت و حسابشان را از هم جدا ننمود. حقيقت ديگری که بايد به آن توجه آنچنان که در جمهوری « شهادت طلبی، مرگ و خرافات » نمود آن است که روحيۀ اسلامی نهادينه شده است، از ابتدا در غلبه بر روح ملت ما، شکست خورده است که بهترين شاهد آن دفاع شجاعانۀ بانوان و جوانان است که حدود هفتاد درصد از جمعيت کشور ما را تشکيل ميدهند. جمهوری اسلامی در ضمن از دست دادن پشتيبانی ملت ايران، اينک علاوه بر روبرو بودن با جدی ترين بحران بين المللی در طول حيات خود، هم زمان و همچنان درگير چندين مسئلۀ بحرانی داخلی نيز می باشد که در اصل حاصل، اقتصاد بيمار و متزلزل متاثر از فساد و رشوه خواری است. در اين شرايط تنها اميد رژيم برای باقی ماندن در مسند قدرت، تهديد دنيای خارج به منظور جلوگيری از هر عکس العمل جدی و يا هرگونه مداخله درجهت کمک رسانی به مردم ايران، هم زمان با پرداختن و تشديد سياست سرکوب و ارعاب مردم در درون کشور، می باشد. من به دفعات مخالفت خود را با حملۀ نظامی به ميهنم ابراز کرده ام. ضمنا ترديدی نيست که بايد فرصت داد تا مذاکره و ديپلماسی نيز زمان لازمۀ خود را طی کند. ولی آنان که "روش" را با "هدف" اشتباه می گيرند و می انديشند که می شود از طريق مذاکره با جمهوری اسلامی به راه حل نهايی رسيد، موجب تاسف هستند. در تحليل نهايی، راه مقابله با تهديد ناشی از کسانی که نام اسلام را به بهای نابود کردن راه » آرامش و رفاه ملت ايران سياه کرده اند، تنها می تواند با آنچه که من آن را بعنوان تجهيز و پشتگرمی » : نام می برم، به مبارزه و رويارويی خوانده شوند. يعنی « سوم .« دادن به ملت ايران، بجای جنگ و يا مذاکرات بيهوده و بی انتها درحالی که درگيری کنونی کلا بر روی اهداف اتمی ايران تمرکز دارد، اغلب ايرانيان اميدوارهستند که اين مقابل فرصتی را فراهم کند، تا با پشتيبانی معنوی جهانی، آنان بتوانند با موفقيت، حاکميت مستبد و مذهبی را با يک حکومت دموکرات سکولار جايگزين نمايند. تا آن زمان که آزادی، دموکراسی و حقوق بشر، مورد اجرا و احترام کامل يک حکومت مسئول در تهران که به رفاه ملتش متعهد باشد، قرارگيرد، صلح و امنيت در خاورميانه و ديگر نقاط جهان همواره در خطردائمی خواهد بود.

No comments: