Alliance For democracy In Iran

Please have a look at my other weblog, Iran Democracy - http://irandemocray.blogspot.com/

IMPERIAL EMBLEM

IMPERIAL EMBLEM
PERSIA

Shahanshah Aryameher

S U N OF P E R S I A

Iranian Freedom Fighters UNITE

Showing posts with label Iran Democracy. Show all posts
Showing posts with label Iran Democracy. Show all posts

Wednesday, February 11, 2009

WHY I LOVE THE PAHLAVI DYNESTY

چرا شاه عجله داشت به تمدن بزرگ برسد و چرا رضا شاه اصرار داشت راه آهن و هتل و ساختمان در ايران ساخته شود؟؟ چرا سختسر را که پر از پشه مالاريا بود را به رامسر که يک مرکز توريستی و آسايش بود مبدل کرد؟؟

کتاب خاطرات سلیمان بهبودی پیش خدمت رضاشاه را چنانچه نخواD9ده اید حتما بخوانید. چهره دیگری از رضاشاه در آن ترسیم شده است که با چهره ای که دشمنان ایران از این پادشاه خدمتگذار ترسیم کرده اند تفاوت دارد. برای این نوشته دو خاطره از آن کتاب را نقل می کنم :سلیمان بهبودی از یک شب عید که حقوق و پاداش اهل دربار داده می شد در حضور رضاشاه بود و صحبت شیرینی اضافه حقوق و عید شب عید از جانب سلیمان بهبودی مطرح می شود.

بهبودی می گوید وقتی که رضاشاه را سر کیف دیدم عرض کردم؛ قربان بین ما ایرانیان مثالی هست. فرمودند مثلا؟ عرض کردم می گویند از دریا چه یک جام آب برداری و چه یک جام آب بریزی فرقی نمی کند، خداوند به اعلیحضرت همایونی همه چیز داده و به اندازه یک مملکت بلژیک شاید بیشتر ملک و نقدینه داده است. به محض اظهار این مطلب چنان تغییر حال دادند که واقعا رنگ ص ورت برافروخته شد و سفیدی چشم به کلی تغییر کرد و ازپشت میز تحریر بلند شدند و آمدند وسط اتاق و چند بار نفس عمیق کشیدند، دستهای خود را به هم مالیدند و طوری تغییر حال دادند که حال سکته به بنده دست داد... ساکت و بی حرکت ایستادم.

بعد از اینکه چند مرتبه طول اتاق را قدم زدند و آههای سرد کشیدند با رنگ پریده به این شرح فرمودند؛ من خیال می کردم کارهایی که می کنم شماها که مثل پیراهن تن من می مانی د میدانید و به دیگران که نمی دانند می گویید؛ امشب فهمیدم که متاسفانه شما هم نمیدانید و خیلی باعث تاسف من شد. آن وقت به بنده نزدیکتر شدند تا حدی که نفس اعلیحضرت همایونی به بنده می خورد و سوال فرمودند؛ پدر شما مرده یا زنده هست؟ خواستم جواب بدهم خودشان فرمودند؛ میدانم، مرده. باز فرمودند ؛ چه ثروتی داشت؟ خودشان فرمودند میدانم چه داشت. میخواهم بگویم که وقت مردن من نیز مانند پدر تو خو7هم مرد؛ در وقت مردن دو ذرع و نیم چلوار خواهم برد، آنچه هست و من دارم همین جا می ماند. اینها که من دارم آبروری مملکت است. اگر منظور املاک است تمام شان می ماند. من می بینم صاحبان املاک مزوروعی به این خوبی اصلا به آنها توجه ندارند و بکلی ویرانه شده است... سرتاسر شمال بهترین املاک مزروعی است که میتوان از عایدات آن بودجه مملکت را تامین کرد. تو که جغرافیا و تاریخ خواندی می دانی سوئیس کجاست چه دارد،

آیا سوئیس مثل ما نفت دارد؟ معدن دارد؟ جز چند کارخانه ساعت سازی چیز دیگری دارد؟ هیچ میدانی مملکت به این کوچکی بودجه اش از بیشتر ممالک بزرگ بیشتر است؟ از کجا این عایدات را می آورد؟ فقط منظره های زیاد دارد، ولی آن منظره ها ر ا تمیز نگاه داشته و زینت کرده و وسیله آسایش برای جهانگردان تهیه کرده است. این است که از بیشتر نقاط دنیا جهانگردان در موقع معین پولهای خود را می برند 8 در آن جا خرج می کنند و بر می گردند. ما که هر گوشه از مملکت مان سوئیس است چرا وسیله تهیه نکنیم که از این پولها در مملکت ما هم خرج شود و استفاده ببریم؟

مگر فراموش کردید که من دستور دادم در مازندران به متمولین اطلاع دهند و اعلان کنند هرکس بهترین عمارات را که دارای تمام وسایل زندگی باشد بسازد من جایزه میدهم ولی کسی اقدام نکرد. منظورم این بود که اگر خارجی ها در ایران به شمال خواستند بر وند اقلا جای خواب راحتی داشته باشند به همین مناسبت دستور دادم کنار راه آهن نزدیک شهرها و قصبات عمارتهای کوچک بسازند. شنیده ام در سوئیس اگر کسی بخواهد جنگل ببیند باید برود به جایی و اگر دریا بخواهد ببیند برود جای دیگر و جلگه و دشت جای دیگر. اما در رامسر ما در یک نقطه که بایستد با حرکت دادن سر، هم جنگل و هم جلگه و هم دریا خواهد دید. خداوند محل به این خوبی به ما داده آنوقت به آن کثافت 7فتاده بود، عاقبت مجبور شدم خودم این کار را بکنم. آب معدنی رامسر کجا پیدا می شود؟ چرا نتوانستیم استفاده ببریم؟ به تجار و سرمایه داران سفارش و تاکید کردم کارخانه بیاورید نیاوردند، خودم آوردم، باز تاکید و سفارش کردم مهمانخانه بسازید و تشکیل شرکت بدهید نکردند. ... من می بنیم بهترین آب و هوا و بهترین منظره طبیعی را داریم چرا استفاده نبریم؟ من امروز پادشاهی هستم مالک و زارع، مهمانخان چی، کارخانه چی، و حمامی... مگر من نمیدانم پادشاه مملکت نباید این کارها را بکند؟ اما ملاحظه می کنم که فرد ایرانی امروز که صد تومان خرج می کند میخواهد فردا صد تومان از خرجی که کرده عایدی بردارد، درصورتی که خارجیها میلیونها تومان خرج می کنند و سالها فعالیت می کنند، و بعد از سالها زحمت بهره بردای می کنند.

منهم مملکتم را دوست دارم، بنابر این شخصا اقدام می کنم. فردا هم که رفتم تما آنچه =D Aه کردم می ماند برای مملکت. بعد از یک ساعت فرمایش، درحالی که واقعا به گریه افتاده بودم بنده را با کمال تاثر و ناراحتی مرخص فرمودند.

Tuesday, December 09, 2008

Put away all the animosities and come together

گذشتۀ تفرقه انگیز، خداحافظ
Image Hosted by ImageShack.us

درود بر دوران نوین آشتی و یگانگی
ما فصل جدیدی را در روند تلاشهای سیاسی کشورمان آغاز میکنیم
داریوش مجلسی
تقدیم به شاهزاده رضا پهلوی،
آقای عباس امیرانتظام
و دوستان گروه که مرا در این راه یاری دادند.


تاریخ تحولات سال های سلطنت پهلوی ها و بعد از آن، نشان دهنده مبارزات، جنگها، شکستها، پیروزیها و تضادهای فراوانی است که هر کدام از این وقایع از قهرمانان، رهبران و پرچمدارانی نیز برخوردار بوده و این شخصیتها بنوبه خود تعیین کننده خط و مرزهای مشخص سیاسی بوده اند که آثار آن هنوز بعد از سالها، تعیین کننده خط و مرزهای فکری و عقیدتی در صحنه سیاسی جامعه ما گردیده اند.
این شخصیت ها در بسیاری موارد در تضاد باهم و حتی در ضدیت با هم قرار گرفته اند ولی بهر صورت، وجود آنها، راه آنها، مبارزات و اعمالشان تاثیر بزرگی در مسیر سیاسی و اجتماعی که سرزمین و ملت ما پیموده بر جای گذارده است و این تاثیرگذاری در عین حال باعث ایجاد مرز و صفوفی در صحنه سیاسی ایران گردیده که بخاطر غیبت و نبود احزابی که مانند غرب، در جامعه نهادینه شده باشند باعث گردیده هر شخصیت دارای طرفدارانی با شیوه های فکری خود باشد.
من و دوستانم باین حقیقت واقفیم که نه خدمات، نه اشتباهات و نه اهمیت و تاثیرگذاری این شخصیتها بر روی جامعه یکسان بوده و نه جایگاه اجتماعیشان. ما باین حقیقت واقفیم که همه آنها کم و بیش مرتکب اشتباهات و در عین حال خدماتی شده اند که در صورت عدم ارتکاب و یا عدم وقوع آن، جامعه ما شاید دارای سمت و سوی دیگری میگردید.
ما اعتقاد راسخ داریم که یک یک این بزرگان، بسرنوشت مردم و کشور خود بیحد علاقمند بوده و به سرزمینشان عشق میورزیده اند و این در حقیقت نقطه و مخرج مشترک این قهرمانان جامعه ما میباشد و بهمین دلیل هم معتقدیم که تاریخ از همه آنها به نیکی یاد خواهد کرد و از آنجا که چندی پیش 14 مرداد (روز مشروطیت) را پشت سر گذاردیم، مشروطیت را نیز حلقه وصل دیگری بین این شخصیتها میدانیم با علم باین حقیقت که بعضی از آنها یا نتوانستند و یا بدلایلی نخواستند تمام اجزاء قانون مشروطه را در عمل پیاده کنند.
هدف ما این نیست که ترازو را برداشته و خدمات یکی و اشتباهات دیگری را در مقابل یکدیگر سنجیده و خدمات و اشتباهاتشان را نمره گذاری کنیم. تاثیرگذاری و خدمات یکی در مدرنیزه کردن و پیشرفت اجتماعی و اقتصادی ایران غیر قابل انکار و مبارزات دیگری بهدف دسترسی بآزادیهای سیاسی را نیز نمیتوان نفی نمود.
دونفرشان در تبعید و یکنفرشان در زندان خانگی دارفانی را وداع گفتند و نفر دیگر بدست جلادان جمهوری اسلامی به بدترین وجه بقتل رسید.
جمع ما، خود نیز متشکل از افرادیست که هر یک هوادار یکی از این شخصیت ها بوده و بعضا برداشت خوبی از دیگر شخصیت های متعلق به گروه مقابل نداشتند. ولی ما فصل جدید و اقدام نوینی را در ادامه راه سیاسی خود آغاز نمودیم که متفقا – با وجود تمام اختلاف سلیقه های سیاسی که در بین ما وجود دارد – تصمیم گرفتیم دفتر گذشته را ببندیم و با گشودن دفتر جدیدی، بآنچه که باعث تفرقه بین بخشی از جامعه سیاسی ایران گردیده نقطه پایان بگذاریم و اقلا تا آنجائی که مربوط به من و دوستانم میگردد اعلام کنیم که همه این شخصیتها برای ما ارزنده و عزیزند و ما آنها را بسان قهرمانان سرزمین خودمان میپنداریم و یادشان را گرامی میداریم.
زمانیکه ما تصمیم باتخاذ و اعلام این فکر و فرهنگ سیاسی جدید گرفتیم خود را در عین حال آماده شنیدن ایرادها، انتقادات و حملاتی که نتیجه سالها کج اندیشی سیاسی است نمودیم، از جمله اینکه، چرا و چطور بخود اجازه میدهیم فلان شخصیت را در کنار دیگر شخصیت قرار دهیم و ظلم وارده باو را نادیده انگاریم، و یا اینکه با کدام جرات یک شخصیت با آن درجه از اقتدار را در کنار دیگر فردی قرار میدهیم که از لحاظ مقام و منزلت در حد پائین تری قرار دارد.
ولی همانطور که در آغاز متذکر شدم بهیچوجه قصد تجزیه و تحلیل خدمات، اشتباهات و مقام و منرلت آنها را نداریم و واقعا لزومی هم به بحث وگفتگو در باره علت و چرای این موضعگیری نوین خودمان نمیبینم زیرا باختصار ولی کافی در بالا دراینباره توضیح دادم.
برای من کوچکترین شک و تردیدی وجود ندارد که در آینده نزدیک، آنچه که ما امروز بعنوان یک فکر جدید ارائه میدهیم، در میان بخش عظیمی از مردم ایران یک اصل کاملا عادی، طبیعی و مورد قبول عامه خواهد بود.
همانقدر که انتقادها و حملات را بجان میخریم بگذار این افتخار را هم بنام خود ثبت کنیم که توانستیم – اقلا در بین خود – مرزهای متعلق بگذشته را از بین ببریم.
از نظر ما ستارخان، باقرخان، رضا شاه پهلوی، محمد رضا شاه پهلوی، دکتر محمد مصدق و دکتر شاپور بختیار شخصیت ها و قهرمانانی هستند که هر کدام بخشی از جامعه ایران را حول نام خود گرد آورده اند.
ما می توانستیم نامهای دیگری را هم باین اسامی اضافه کنیم، یفرم خان ارمنی، سردار اسعد بختیاری، آیت اله بهبهانی، احمد قوام، خلیل ملکی، دکتر صدیقی، داریوش و پروانه فروهر، قره العین، و.........ولی بهر حال درست یا غلط، ما بر این باوریم که این شخصیت های منتخب ما، هرکدام بیش از سایرین رهبری بخشی از جامعه را بعهده داشتند و هر کدام بنوعی و در حد خود در جامعه مطرح بودند. انتخاب ستارخان و باقرخان جنبه سمبلیک دارد و نشانه اعتقاد ما و همچنین اعتقاد و احترام این شخصیت ها بقهرمانان و مبارزین صف اول مشروطه خواهی میباشد.
ما در حقیقت «رضا پهلوی» را ادامه دهنده راه این شخصیت ها میدانیم و مواضع و آرمانهای او را ترکیبی از اعتقاد به تجددگرائی و اقتدار ایران و همچنین احترام وی و پایبند بودنش به آرمانهای آزادیخواهی و دموکراسی خواهی این پیشینیان کشورمان میدانیم.
اینکه آیا ایشان نیز معتقد به این فکر و فرهنگ جدید ماست و آیا نظر وی موافق و یا مخالف مواضعی استکه در بالا ارائه دادیم هرگز نه مورد سئوال ما از ایشان بوده و نه با ایشان در اینباره صحبت و مشورتی نموده ایم.
من و دوستانم بابتکار خود، زمان را مناسب ارائه چنین طرز فکر و جامعه را آماده قبول چنین انتخابی تشخیص دادیم.
حالا اگر کسانی این انتخاب ما را خدشه دار نمودن مرزها و پایمال نمودن اصول و مبادی تشخیص دادند و مارا سزاوار حملات و انتقادات خود شناختند، چنین بادا.
ما خود معتقدیم که بخش بزرگی از زنان و مردان کشورمان از این مرزبندیها و جدل های بیهوده سیاسی بعذاب آمده اند و این موضع نوین مارا تحسین خواهند نمود.
ما مبارزه ای را که ستارخان و باقرخان رهبری نمودند ارج میگذاریم و درود و احترام خود را نثار روان قهرمانان جامعه مان، رضاشاه، محمدرضاشاه، محمد مصدق و شاپور بختیار می نمائیم.
روانشان شاد، راهشان پیروز.
ایران هرگز نخواهد مرد