Alliance For democracy In Iran

Please have a look at my other weblog, Iran Democracy - http://irandemocray.blogspot.com/

IMPERIAL EMBLEM

IMPERIAL EMBLEM
PERSIA

Shahanshah Aryameher

S U N OF P E R S I A

Iranian Freedom Fighters UNITE

Wednesday, June 27, 2007

We Are All Politicl Pundits....Yeh ...Yeh ...Yeh....

I believe that the Iranian people should come together and chose a future system of state and government for Iran consisting of a constitutional monarchy based on complete separation of Religion and State, and based on the complete tenets of the United Nation's charter of Human rights. The Country should be run by a prim minister , elected by the people and his instrument of rule should be by and with the separate institutions of the three breach of the State - all of which should be elected by the complete and direct vote of the Iranian People. Others have different idea's regarding the future form of the government and the State of Iran. Below is one of them '

زاویه ديد مردم ايران چقدر بر امر سیاست تاثیر دارد؟ مسلما خواهيد گفت بسيار.
البته اگر "هر ايرانی سياسی" بشود و در امور مربوط به خودش شرکت کند. اين تنها مسئوليتی است که هر ايرانی که به فکر ايران، ايران يک پارچه و مستقل و غير وابسته به گردن خود دارد. چه باسواد باشد چه بی سواد.
در صورتيکه بخوبی آگاه هستيم که زاویه نگاه ما ايرانيان و الفبای سیاستی که با آن کار می کنیم ابدا با بيگانگان نه تنها مطابق نيست بلکه در جهت خلاف آن می باشد بهمين دليل هم هست که ما از فهم یکدیگر عاجز هستيم به همين دليل هم آمريکا و انگليس و دنيای غرب در بسياری مسائل خاور ميانه و خاور دور مثل افغانستان، ويتنام و کره مثل مورچه ای که دست و پايش در شيره گير کرده باشد در می مانند.
چنین دگرگونی نگاهی از هر سو که باشد آن راه نمی تواند راهی باشد که ما را به دمکراسی و احترام به آرا و انتخاب مردم رهنمون گردد. زيرا بيگانه ها و طرفداران بيگانه به فکر فدراليسم، قوم ها، "ملت" ها و ملل جدا از هم هستند در حاليکه ما ايرانيان وارسته و گرانسر فقط به فکر سرنگونی رژيم و استقرار يک سيست مردم سالار در سرتاسر ايران آزاد و مستقل با همين مرز های موجود نه يک مشت خاک کم نه زياد.
حتا حاضر نيستيم يک مشت خاک اين کشور را به اين بی وطنان بدهيم تا گل کرده بر سرشان بمالند چه برسد که آن يک مشت را به ديگران بدهند.
امروز از هر گوشه از پشت هر ميکرفنی در مورد مجلس موسسان صحبت می کنند. برخی هم زمزمه تشکيل دولت موقت در تبعيد می کنند، هنوز اصل را نابود نکرده اند برای آن دنبال جانشين هستند.
پروسه نجات ايران به شرح زير است:
حرکت و جنبش يک مرد يا يک زن گرانسر و دلير به عنوان رهبر "پروسه نجات ايران" و دنباله روی ديگران – رهبريت تاريخی که در همه دنيا در دنيای کومونيست (مائو)، تا سرمايه داری (آبراهام لينکلن)، تا يک نظام جمهوری (ژنرال دوگل)، تا يک نظام پادشاهی (کاوه آهنگر، بابک، نادرشاه و رضا شاه) به منظور سرنگونی رژيم پيوستن همه گروه ها و افراد به اين روند (قطار سرنگونی رژيم) بدون درنظر گرفتن مرام و باور های شخصی.
سرنگونی رژيم با همبستگی و يک سوئی (بدون در نظرگرفتن مرام و باور شخصی)
ارائه دو گونه قانون اساسی يکی بر اساس نظام مستقر بر جمهوری و ديگری بر اساس نظام پادشاهی ، (سکولار- لائيسيته، مردمسالاری و حقوق بشر)، به منظور بررسی و مطالعه مردم [[چهار چوب و پيش نويس قانون تا تکميل و تخصصی شدن آن در مجلس منتخب مردم ايران]]
آماده سازی مردم و مجلس موسسان، ارشدان و متبحران، دانشمندان و حقوق دانان و جامعه شناسان و روانشناسان ايرانی (بدون هرگونه دخالت بيگانه)
آماده سازی دوران برزخ و آگاه کردن مردم به حقوق و مسئوليت های آنان
رای گيری در يک رفراندم صددر صد آزاد و بدون دخالت بيگانه --- حتا سازمان ملل – با استفاده از تجربيات دموکراتيک با توجه به اينکه مردم با چهار چوب و پيش نويس قانون آشنائی پيدا کرده اند—وگرنه راهی به يک رژيم موهوم که بعدا از آن يک جمهوری يا پادشاهی غير منتظره بيرون بيايد-- مثل رای دادن به رنگ لباس يا اتومبيل با چشمان بسته خواهد بود.
فعال شدن احزاب و گروه ها برای شرکت در انتخابات مجلس
در شرایط بعد از جمهوری اسلامی، اگر دموکراسی میخواهیم، اگر صلح و آرامش در کشور می خواهیم، باید به انتخاب مردم ایران برای مجلس موسسان، مجلس نمايندگان، به مسئوليت های مردم، و به تداوم شرکت مردم در روند مردمسالاری بدون دخالت و فشار و زور های هر واحد دولتی ويا نظامی.... احترام بگذاریم و حتا اگر نتیجه حاصل مطابق میل ما نباشد. باید به آن گردن بنهیم تا دور بعدی انتخابات مجلس با فعال شدن در حزب ها نمايندگان پيروز و منتخب از سوی مردم به مجلس راه يابند. کسی که موافق رای و نظر مردم نباشد بنام اینکه فلان گروه مردم ناآگاه را فریب داده است خود را ولی و بزرگتر و آگاه تر از مردم بپندارد بايستی رخت ببندد و به يک کشور ديکتاتوری سفر کند تا در آنجا بتواند زور خود را به آزمايش بگذارد.
در هيچ مورد موضوع، قوم ها، ملت ها، فدراليسم و يا تقسيم های خودمختاری مورد پذيرش نخواهد بود تا زمانی که مردم کاملا بتوانند به امور داخل ايران مسلط و آگاه بشوند. حتا در آن زمان اين مورد بسيار خطرناک و ممکن است منجر به جدائی بشود. در هر مورد جای جدائی طلبان و بی وطنان نه در ايران بلکه در آغوش اربابان آنها در جزيره انگلستان، در کمپ های کاری روسيه، يا در کشورچين ويا کوبا، يا آمريکا و هر کشوری که نقشه جداسازی ايران را می کشد است. آنها حتا حق داشتن گذرنامه و شناسنامه ايرانی را هم نخواهند داشت. زيرا هر غير ايرانی و جدائی خواهی بايستی برود و در جائی گذرنامه و شناسنامه بدست بياورد که فکر میکند به آنجا تعقل دارد ايران يک چنين افرادی را نه می خواهد و نه می تواند داشته باشد. ايران مال، ملک ايرانيان، خانه ايرانيان است نه جای غريبه.

No comments: